خرید بک لینک

حماسه دو گونه است : طبیعی و مصنوع، یکی از حماسه های مصنوعی و سنّتی حمله ی حیدری از باذل مشهدی ( در گذشته به سال 1123 هجری قمری  در دهلی هند) است . شاعر در این منظومه، به شرح زندگی و جنگ های پیامبر (ص)، خلفای راشدین ،تا پایانِ خلافتِ عثمان ، پرداخته است . قسمتی از این منظومه را که توصیف نبردِ حضرت علی(ع) با عمرو بن عبدود است ،می خوانیم.

شاعر تحت تأثیر حماسه های ملّی این حماسه ی دینی را با دخل و تصرّف در اصل موضوع و آرایش صحنه ی نبرد به شیوه ی شاهنامه سروده است .

حمله ی حیدری

1-                 دلیرانِ میدان، گشوده نظر                     که بر کینه  اوّل که بندد کمر

دلیران : پهلوانان و دلاور مردان

نظر : مجاز از چشم

گشوده نظر : کنایه است از چشم انتظار بودن          *که:جناس همسان،اوّلی حرف ربط  و دومی : چه کسی؟

که (دومی) : نهاد ، ضمیر پرسشی

کینه : دشمنی

بندد کمر : کنایه است از آماده شدن برای انجام کاری ، همّت کردن ، اقدام کردن

معنی : دلاوران و جنگجویانِ میدان، همه منتظر بودند که ببینند چه کسی ابتدا  جنگ را  آغاز می کند  

 و بر دشمنی اصرار می ورزد؟

منظور از جنگ در اینجا ، جنگِ احزاب یا همان خندق است.

              2--که ناگاه عمرو، آن سپهر نبرد                       برانگیخت اَبرَش برافشاند گرد

عَمرو :    عَمر و عُمَر هر دو اسم خاص هستند در عربی برای این که شکل مکتوبِ آن ها با هم اشتباه نشود به اوّلی یک حرف « و » اضافه می کنند امّا این « و » تلفظ نمی شود .

* عمرو به سپهرنبرد تشبیه شده که البته اغراق نیز است.

**سپهرنبرد : عمروی که در شکوه و عظمت مثل آسمان است

*اَبرَش : اسبی که بر اعضای او نقطه ها باشد و خال خالی باشد. ( در این جا مطلق اسب منظور است. )

برافشاند گرد : کنایه است از سریع رفتن اسبِ عمرو

این بیت : ازنظرشکوه شخصی اغراق دارد

معنی : که ناگهان عمرو که در جنگاوری مثلِ آسمان و به اُبهّتِ آسمان بود، اسبش را به حرکت آورد  و به میدان

آمد و همه جا را پر از گرد و غبار  کرد .

                 3-چو آن آهنین کوه آمد به دشت                             همه رزمگه کوه فولاد گشت

  چو : وقتی که ، حرف ربط وابستگی 

 

دشت و گشت : جناس ناقص اختلافی

آهنین کوه : استعاره از عمرو ، کسی که مانند کوه آهنین استوار است .

معنی : وقتی که عمرو با آن هیکلِ درشت ، واردِ میدان شد ،  گویی که کوهی از فولاد، میدان جنگ را در بر

گرفته است .(گویا میدانِ جنگ به کوهی از فولاد تبدیل شد.)

           4-  بیامد به دشت و نفس کرد راست                        پس آن گه باستاد هم رزم خواست

  نفس کرد راست :  کنایه از: نفسی تازه کرد یا آماده شدن برای جنگ

هم رزم : حریف ، هم نبرد           * راست و خواست:  قافیه و جناس نا همسان

معنی : عمرو  به میدان جنگ آمد  و لحظه ای ایستاد و نفسی تازه کرد ، بعد ایستاد و حریف  هم نبرد طلبید .

        5-  حبیب خدای جهان آفرین                                نگه کرد بر روی مردان دین

   * حبیب : دوست ، استعاره از پیامبر

    نگه کرد بر روی مردان دین : به سپاه خود نگاه کرد.( به دنبالِ داوطلب بودن برای نبرد با عمرو)

  معنی : پیامبر،(دوست خدای آفریننده ی جهان)  بر روی سپاهیان و یارانِ خود، نگاهی  کرد .

6-    همه برده سر در گریبان فرو                        نشد هیچ کس را هوس ، رزم او

هیچ کس را هوس : هوس هیچ کس ، « را » فکّ اضافه

هوس : میل                                        *سر در گریبان فرو بردن:کنایه از شرمندگی

 این بیت : ترس و شرمندگی سپاه اسلام را نشان می دهد .

معنی : همه از ترسِ عمرو ، از خجالت سر به زیر انداختند  ، و هیچ کس تمایلی به جنگ با عمرو نشان نداد.

      7- به جز بازوی دین و شیر خدا                            که شد طالبِ رزمِ آن اژدها

  *بازوی دین : استعاره از حضرت علی (ع) ، اضافه ی استعاری

 شیر خدا : استعاره از حضرت علی (ع)

طالب : خواهان

اژدها : استعاره از عمرو             8 شیر و اژدها: مراعات نظیر

معنی : به جز حضرت علی (ع) ، ( آن یاور دین  و شیر خدا) که بینِ جمع، فقط  او تمایل به هم نبردی یعنی جنگ باعمرو را داشت .

       8-بر مصطفی بهر رخصت دوید                        از او خواست دستوری امّا ندید

بر : پیش ، نزد

بهر : برای

بر و بهر : جناس ناقص افزایشی

دستوری : رخصت ، اجازه

دستوری ندید : اجازه نداد ، مصلحت ندید.        *ندیدنِ دستور: حس آمیزی

معنی : حضرت علی (ع)، برای اجازه گرفتن از حضرت رسول اکرم (ص) با شتاب به سمتِ ایشان رفت ولی پیامبر صلاح ندیدند که اجازه دهند .

********************************************************************************

عمرو برای دوم مبارزه می طلبد . پیامبر از لشکر می پرسد که چه کسی حاضر است با عمر بجنگد ؟ لیکن جز حضرت علی (ع) کسی اعلام آمادگی نمی کند پیامبر (ص) به علی هشدار می دهد که عمرو است . علی (ع) جواب می دهد : من هم علی ابن ابی طالب و پس از گفتگوی بسیار ، از پیامبر (ص) اجازه ی نبرد می گیرد . در میدان نبرد عمرو با  جنگ با علی امتناع می کند ؛ با این بهانه که نمی خواهم به دست من کشته شوی . امّا علی (ع) در پاسخ می گوید : ریختن خون تو برای من از مُلک روی زمین بهتر است . عمرو این بار خشمگینانه از اسب پایین می آید و :

لشکر : مجازاً لشکریان

امتناع می کند : سرباز زدن

ریختن خون تو : کنایه از کشتن تو

مُلک : فرمانروایی

        9- به سوی هژبر ژیان کرد رو                                 به پیشش برآمد شهِ جنگ جو

    *هژبر: شیر ، استعاره از حضرت علی (ع)

     هژبر : در واژه نامه ی کتاب به معنیِ نیکو و پسندیده و چابک آمده است.

    ژیان : خشمگین ، درّنده

  کرد رو : کنایه از حرکت کرد

 برآمد : ظاهر شد

شه جنگ جو : استعاره است از حضرت علی (ع)

معنی : عمرو به حضرت علی (ع) آن شیر خشمگین رو کرد و حضرت علی (ع) در مقابلش ظاهر شد .

          10-دویدند  از کینِ دل سوی هم                               در صلح بستند بر روی هم

  سوی و روی : جناس ناقص اختلافی         * کین و صلح: تضاد                *دل و روی: تناسب

درِ صلح: اضافه استعاری        در بستن: کنایه از راهی باقی نگذاشتن

 معنی : با دلی پر از دشمنی به سوی هم تاختند و جای صلح و آشتی نگذاشتند .

          11-  فلک باخت از سهمِ آن جنگ، رنگ                    بود سهمگین جنگِ شیر و پلنگ

فلک : آسمان

سهم : ترس ، بیم ، هراس ، هول ، تیر ، تیری که در قرعه کشی به کار برند ، نصیب ، بهره

* سهم در معنای تیر با جنگ ایهام تناسب دارد .

  فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ : تشخیص                  

سهمگین : ترس آور ، مهیب ، خوفناک       ** سهم و سهمگین: اشتقاق

 شیر و پلنگ : مراعات نظیر

جنگ و رنگ : جناس ناقص اختلافی

این بیت حسن تعلیل دارد .

رنگ باختن : کنایه است از ترسیدن

واج آرایی صامت / گ /

معنی : جنگ آن قدرسهمگین است که آسمان رنگ باخته است ، به راستی که  جنگِ شیر و پلنگ خیلی ترسناک است .

         12-نخست آن سیه روز و برگشته بخت                   برافراخت بازو چو شاخ درخت

   سیه روز : بدبخت              * بازو: مجاز از دست     *واج آرایی حرفِ (خ)

   *بازو به شاخه ی درخت تشبیه است .           * سیه روز: نوعی پارادوکس و متناقض نما

  معنی : نخست عمروِ بدبخت و تیره روز ، دستِ خود را مانند شاخه ی درخت برای کشیدن شمشیر بالا برد .

      13-سپر برسرآورد ، شیر اله                        عَلم کرد شمشیر آن اژدها

    شیراله : استعاره است از حضرت علی (ع)

  اژدها : استعاره است از عمرو           * سپر و شمشیر و علم: مراعات نظیر

بر و سر : جناس اختلافی

** قافیه در این بیت ،نادرست است  زیرا حروفِ پایانی ، مشترک نیستند.( اله - اژدها)      

    معنی : حضرت علی (ع) سپرش را بالای سر  آورد و مانع قرارداد و  عمرو ، چون اژدهایی ،شمشیرش را 

  بر آن می کوبید. 

  14-بیفشرد چون کوه پا بر زمین                       بخایید دندان به دندان کین

 پا بر زمین فشردن : کنایه از استقامت ورزیدن

حضرت علی (ع) به کوه تشیبه شده است .

 خاییدن : جویدن ، به دندان نرم کردن      * پا و دندان: تناسب         * کوه و زمین: تناسب

 دندان کین : کنایه است از نهایت خشم و غضب

دندان به دندان خاییدن:کنایه از عصبانی شدن                     دندان:تکرار

  معنی : حضرت علی (ع) مانند کوه با نهایت خشم مقاومت و استواری نشان داد .  ( البته در برخی جاها،

این بیت را در وصفِ عمرو آورده اند،لیکن با توجّه به بیتِ قبل،بیشتر ،علی منظور است.)

        15-چو ننِمود رخ شاهد آرزو                       به هم حمله کردند باز از دو سو

    ننمود رخ شاهد آرزو : کنایه است از ناکامی

 شاهد آرزوی : اضافه ی تشبیهی

 شاهد : زیبا رو        *** رخ داشتنِ آرزو:استعاره و تشخیص

معنی : وقتی هیچ کدام ،از این حمله، نتیجه ای نگرفتند و به خواسته ی خود نرسیدند دوباره به هم حمله کردند .

   16-نهادند آوردگاهی چنان                           که کم دیده باشد زمین و زمان

 نهادند : پدید آوردند

 آوردگاهی : میدان جنگ ، مجازاً جنگ و نبرد

 زمین : مجازاً اهل زمین

 زمان : مجازاً اهل زمان

 زمین ، زمان : جناس ناقص اختلافی    * مصرعِ دوم،تشخیص نیز دارد.

  معنی :   آن چنان جنگی در میدان نبرد پدید آوردند ، که اهل زمین و زمان چنین میدانی را به خاطر ندارند . 

 

      17- ز بس گرد از آن رزمگه بردمید                  تن هر دو شد از نظر ناپدید

      بردمید : طلوع کرد ، مجازاً بلند شد                 *  کلّ بیت: اغراق

معنی : از بسیاریِ گرد و خاک که بر اثر ضربات و درگیری در میدانِ جنگ ایجاد شده بود، هر دو پهلوان از نظرها

ناپدید گشتند .

     18- زره لخت لخت و قبا چاک چاک              سرو روی مردان پر از گرد و غبار گشت

   لخت لخت : پاره پاره

 سرو روی : مجازاً بدن و تمامِ وجود  و  مراعات نظیر

 معنی : زره و لباسِ جنگشان،  در اثر ضربات درگیری پاره پاره شده بود و سر و صورتشان پر از گرد و خاک شده

بود .

        19- چنین آن دو ماهر در آدابِ ضرب                    زهم رد نمودند، هفتاد حرب

 حَرب : جنگ ، مجازاً وسیله جنگی

ضرب و حرب : جناس ناقص اختلافی          * مصرع دوم: اغراق

معنی : آن دو جنگجو آن چنان  در آداب شمشیر زنی مهارت داشتند ، که بسیاری از ضربات سلاح های جنگی را

از خود دفع کردند و به سلامت رَستَند .

       20-شجاع غضنفر  وصیّ نبی                           نهنگ یم قدرت حق ، علی

   غضنفر : شیر ، استعاره از حضرت علی (ع)

  نبی : پیامبر              *یمِ قدرت:اضافه ی تشبیهی و فشرده

  یم : دریا                    

نهنگ یم قدرت حق : اضافه ی تشبیهی، قدرت حق را به دریایی تشبیه کرده است که نهنگ آن حضرت علی (ع) است .

نهنگ ، یم : مراعات نظیر

    معنی :آن شیرِ شجاع  و جانشین پیامبر  و  آن نهنگِ دریای حق ، حضرت علی (ع)

      21-چنان دید بر روی دشمن ز خشم                    که شد ساخته کارش از زهر چشم

  خشم وچشم : جناس ناقص اختلافی

  زهر چشم : نگاه تند ، اضافه ی استعاری

 این بیت با بیت قبلی خود موقوف المعانی است .

ساخته شدنِ کار: کنایه ازشکست خوردن و نابود شدن

    معنی :علی، چنان از روی خشم به چهره ی دشمن نگاه کرد که عمرو از زهر چشم کارش ساخته شد .

(همان یک نگاه کارِ عمرو را ساخت)

       22- برافراخت پس دست خیبر گشا                         پی سر بریدن بیفشرد پا

 برافراخت : بلند کرد                                *سر: را می توان مجاز از گردن گرفت.

سر و دست و پا: تناسب

خبیرگشا : تلمیح دارد به جنگ خیبر ، صفت برای دست

پی سر بریدن بیفشرد پا : برای کشتن عمرو همّت کرد یا اصرار ورزید

معنی : سپس، علی، دستِ قدرتمندِ خود را بلند کرد ، خودش را برای جدا کردن سر از بدن عمرو آماده کرد و

برای کشتنِ او همّت کرد .( خواست سرِ عمرو را از بدن، جدا سازد.)

       23-به نام خدایِ جهان آفرین                           بینداخت شمشیر را شاه دین

 شاه دین : استعاره از حضرت علی (ع)

  بینداخت در این جا یعنی بزد

معنی : حضرت علی (ع) با نام و یادِ خدای جهان آفرین، شمشیر را زد .

 

     24-چو شیر خدا راند بر خصم ، تیغ                    به سر کوفت شیطان دو دست دریغ

خصم : دشمن ( عمرو )

به سر کوفت دو دست دریغ : کنایه است از اظهار تأسّف و درماندگی کرد

سر و دست : مراعات نظیر

تیغ و دریغ : جناس ناقص اختلافی

دست دریغ : اضافه ی استعاری ، تشخیص

  معنی : وقتی که حضرت علی (ع) بر دشمن شمشیر کشید و ضربه ای بر وی زد، شیطان، دو دستِ افسوس

بر سر کوبید و ناامید شد .

    25-پرید از رخ کفر در هند رنگ                       تپیدند بت خانه ها در فرنگ

    پرید از رخ کفر درهند رنگ : کنایه است از ترسیدن ، تشخیص

   کفر : مجازاً عالم کفر

  تپیدند : بی قرار و مضطرب شدند

   تپیدند بت خانه ها : بی قرار و مضطرب شدند ، تشخیص

   فرنگ و رنگ : جناس ناقص افزایشی

   هند : به کشور هزار ادیان معروف است ، مجازاً یعنی عالم کفر

   معنی : با آن ضربه حضرت علی(ع) ، رنگ از کل عالم کفر پرید و تمام بت  پرستی از هم پاشید . ( کفر را در

شرق و غربِ عالم، هراسان کرد . )

     26- غضنفر بزد تیغ برگردنش                                در آورد از پای ، بی سرتنش

    بی سر تنش : تن بی ارزش                                          *جهش ضمیر:در مصراع دوم.تنِ بی سرش

غضنفر:شیر - استعاره از حضرت علی

از پا در آوردن: کشتن و نابود ساختن

  معنی : حضرت علی (ع)، شمشیر بر گردنِ عمرو  زد و سرش را از تن بی ارزشش جدا کرد .

          27-دم تیغ برگردنش چون رسید                       سر عمرو صد گام از تن پرید

  دم : لبه

تیغ : شمشیر                 ***  گردن و سر و تن: مراعات نظیر

بیت اغراق دارد : از شدّت ضربه سر صد قدم آن طرف تر رفته است .

  معنی : وقتی که شمشیر بر گردنِ عمرو فرود آمد ، سر از تن او جدا شد و صد قدم آن طرف تر فرود آمد.

          28-چو غلتید در خاک آن ژنده فیل                  بزد بوسه بر دست او جبرئیل

      غلتید در خاک : کنایه است از کشته شدن و جان دادن

ژنده فیل : فیلِ بزرگ وعظیم الجثه ، استعاره از عمرو

بزد بوسه بر دست او جبرئیل : تشخیص      * بوسه بر دست زدن:کنایه از تقدیر و تشکّر

 

معنی : وقتی آن قهرمانِ قوی هیکل به دست حضرت علی (ع) کشته شد ، جبرئیل بر دستان حضرت علی (ع)

بوسه زد و او را تحسین کرد .

 

حســـــــین حســـــــــــــــــــــــــــین زاده..........دبیر ادبیات 1 دبیرستان  شهید چمران.....بهمن 96

 

برچسب: نویسنده: محمد محمدپور تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 11:47

صفحه بندی