خرید بک لینک
معنی اشعار درس (سی مرغ و سیمرغ) ....فارسی دوازدهم.....درس چهاردهم

1_ همه ی پرندگانِ دنیا ،(چه آنان که آشکار بودند و چه آنان که نهان بودند، )با هم جلسه ای

تشکیل دادند.

2-همگی به اتّفاق نظر ، به این نتیجه رسیدند که در این روزگار،هیچ سرزمینی بدونِ حاکم و پادشاه

نیست.

3-چرا باید سرزمینِ ما بدونِ پادشاه باشد؟بیشتر از این بدونِ پادشه بودن،درست نیست و خلافِ

قاعده و رسوم است.

4-این مسیر و راهِ ناهموار شیر مردِ شجاع و نیرومند و شگرفی می خواهد. زیرا این راه ، طولانی

است و دریای عمیق و ژرفی پیشِ رو دارد.

5- اگر چه گل بسیار زیبا و صاحب جمال است ، اما حُسن و زیبایی او چند روزی ببیش نیست و زود

از بین می رود ( اشاره به کوتاهی عمر گل ) .

6- هر کسی که می تواند به درگاه با عظمت حق برسد و با او همراز شود، چگونه می تواند به

سببِ دلبستگی به چیز های نا چیز و بی ارزش از وصول به حق باز ماند؟

7- پس از آن پرندگان دیگر، همگی ، از روی نادانی و بی خبری، عذر هایی ذکر کردند و از

رفتن،سر باز زدند.

8- هد هد گفت : در راهِ ما هفت بیابان ( هفت مرحله ) وجود دارد . وقتی از این هفت مرحله گذشتیم، به درگاه سیمرغ خواهیم رسید .

9- در جهان هیچ کس از این راه باز نگشت . و کسی از مسافت و فاصله ی آن، این راه آگاه نیست ...

**********************************************************************************************************************************************

«وادی اول»

10- وقتی که به مرحله ی طلب برسی، هر لحظه با رنج و سختی های فراوانی رو برو می شوی .

11- در وادیِ طلب، باید پادشاهی و فرمانروایی را رها کنی و همه ی تعلّقات و دلبستگی ها را از

خود دور کنی ...

«وادی دوم»

12- پس از مرحله ی طلب ، وادیِ عشق آشکار می شود . و هر کسی که به آن جا راه یافت، غرقِ


در اشتیاق و سوزندگیِ عشق می شود.

13 - عاشقِ واقعی آن کسی است که همانندِ آتش ، تند رو (مشتاق) و سوزنده و سرکش باشد .

«وادی سوم»

14- پس از وادیِ عشق ، وادیِ معرفت، درنظرِ تو بی آغاز و بی انتها جلوه می کند .

15- وقتی که از آسمانِ این راهِ عالی و والا، آفتابِ معرفت و شناخت بتابد،

16- هر کسی به اندازه ی استعداد و شایستگی خود بینا و اهل بصیرت می شود . و در حقیقت از

ارزش و مقامِ خود آگاه می گردد....

«وادی چهارم»

17- پس از وادیِ معرفت ، وادیِ استغنا و بی نیازی است.مرحله ای که در آن هیچ ادّعا و مقصودی

وجود ندارد .

18- در این جا، هشت بهشت، همانندِ مُرده ای بی روح است. و هفت جهنّم نیز همچون یخی سرد

و افسرده است .

«وادی پنجم»

19- پس از وادیِ استغنا، وادیِ توحید است . یعنی مرحله ای که خداوند را فرد بداند و عینِ قوای

او شود و تنها خداوند، در دل بنده جای دارد و بنده به حق توجّه دارد .

20- اگر سالکان از این بیابان ( توحید) بگذرند ، همگی به وحدت و یگانگی می رسند .

«وادی ششم»

21- پس از وادیِ توحید ، وادی حیرت شروع می شود ، که کارِ سالک در این مرحله، پیوسته تحمّلِ

درد و حسرت است .

22- وقتی سالکِ حیران، به مرحله ی حیرت می رسد ، در سرگردانی و سرگشتگی می ماند و راه


را گم می کند .

«وادی هفتم»

23- پس از وادیِ حیرت مرحله ی فقر و فناست. یعنی :( نیستیِ سالک در خداوند و بیرون آمدن از

صفاتِ خود) در این مرحله، سخن گفتن از خود ، روا و شایسته نیست .

24- در این مرحله ،سایه های جاویدی را می بینی که به سببِ خورشیدِ وجودِحضرتِ حق ، گُـم و

نا پیدا هستند.

******************************************************************

25- وقتی آن سی پرنده به یکدیگر نگاه کردند، دیدند که بی تردید ،خودشان ( سی مرغ ) همان

وجودِ واحدی ( سیمرغی ) هستند که به دنبال آن بودند .

26-آنان خویش را سیمرغِ کاملی یافتند.به راستی که آن سی مرغِِ کامل،به سیمرغ ،مبدّل گشتند.

و (به حضرتِ حق رسیدند.)

27-سر انجام،همگی در وجودِ حضرتِ حق،محو و ناپدید شدند. همانندِ سایه ای که در مقابلِ

خورشید،ناپدید می شود.

پایان...... حسین حسین زاده بافرانی...دبیر ادبیات فارسی دبیرستان شهید چمران نایین.

97/11/12

برچسب: نویسنده: محمد محمدپور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 10:59

صفحه بندی