خرید بک لینک

سه شنبه یازدهم مهر ۱۴۰۲ | 12:11 | حسیـــــن حسیــــن زاده میبدی -

درس اوّل 1 ی 1

شکر نعمت

گلستان: اثر سعدی در سال (۶۵۶ هـ . ق) نوشته شد. نثر آن مسجّع و آهنگین است. دارای حکایات کوتاه و امثال و حکم فراوانی است. در این نوع نثر آرایه هایی چون تشبیه،استعاره،سجع و… وجود دارد. دیباچه ی گلستان از بهترین نمونه های تحمیدیه است. از بهترین تصحیح های گلستان از دکتر یوسفی و دکتر خطیب رهبر است.

مضمون درس: حمد و ستایش خداوند و مدحِ پیامبر

* منّت خدای را،عزّ وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود، ممدّ حیات است و چون بر می آید، مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبـــان که بـر آیــــــــد // کز عهده شکرش به در آید ؟

� اِعمَلوا آلَ داوُدَ شُکراً و قلیلُ مِن عِبادِیَ الشکُور. �

بنده همان به که ز تقصیرِ خویش // عذر به درگاه خدای آورد.

ورنه ، سزاوار خداوندی اش // کس نتواند که به جای آورد.

واژگان

منّت : سپاس و شُکر ،( نکویی) نیز 1 می دهد.

ممدّ حیات : مَدَد کننده ی زندگی ( ادامه دهنده ی زندگی )

عزَو جلَ : گرامی و بزرگ است (شکست ناپذیر و شکوهمند است.)

تقصیر : گناه و کوتاهی

قُربت : نزدیکی

عذر : توبه

مزید : افزونی

به جای آوردن : ادا کردن

مفرّح ذات : شادی بخش وجود

دستور

(را )در منت خدای را : برای تخصیص

" َش "در (به شکر اندرش: جهشِ ضمیر "اندر شکرش" و نقشِ آن مضاف الیه و مرجع ضمیر: خدا)

* عزّ و جل* : جمله ی معترضه و به معنی:(با عزّت و بلند مرتبه است او.)

* به …… اندر*: آوردن دو حرف اضافه برای تأکید .

در بسیاری از جملات بالا حذف به قرینه ی لفظی وجود دارد.

( که ) در بیتِ اول : به ترتیب ضمیر پرسشی و حرف ربط است.

"بیتِ اول" استفهام انکاری دارد.

آرایه):قربت و نعمت ، حیات و ذات : به ترتیب سجع متوازی و مطرّف دارند.

** آیه ی ۱۳ سوره ی سبا: اِعملو آلَ داود..........(آرایه ی تضمین یا اقتباس.)

معنیِ قسمت اوّل ):

– سپاس و ستایش مخصوص خداوند ـ گرامی و بزرگ است ـ که اطاعتش سبب نزدیکی به او می شود و شکرگزاری از نعمتش باعث زیادی نعمت می گردد .

– هر نفسی که فرو برده می شود باعث ادامه ی(یاری رسانِ هستی) زندگی است و وقتی بیرون می آید ( بازدم می شود ) شادی بخش وجود است .پس ،در هر نفسی دو نعمت وجود دارد و برای هر نعمتی، شکر و سپاسی لازم است.

– ازدست و زبان چه کسی ساخته است که بتواند شکر او را به جای آورد؟ ( کسی نمی تواند )

– ای خاندان داود خدا را سپاس گزار باشید حال آن که عدّه ی کمی از بندگان من سپاس گزارند .

– بنده بهتر است که به خاطر گناهانش در درگاه الهی توبه کند وگرنه کسی قادرنیست، آن گونه که شایسته ی خداوند است ، او را شکر گزاری کند .

*****************************************************************

* بارانِ رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکر نبرد.

فرّاش باد صبا راگفته تافرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات درمهد زمین بپرورد.

درختان رابه خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده. عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته .

واژگان

خوان: سفره

بی دریغ : بی مضایقه

ناموس: شرف و آبرو

فاحش: آشکار ،{ زشت و قبیح}

وظیفه: مقرّری و دستمزد

منکر: زشت و ناپسند

فرّاش: گسترنده ی فرش

بادصبا: بادصبحگاهی

دایه: شیردهنده ، پرستارِ طفل

بنات: جمع بنت؛ دختران

نبات: گیاه

مهد: گهواره

خلعت: لباس فاخر و هدیه ی گرفته شده

ورق : برگ

فایق : برگزیده

موسم : وقت

ربیع : بهار

عصاره : شیره

تاک : درخت انگور

شهد : شیرینی و عسل

قدوم : آمدن، {گام ها و جمعِ قدم}

باسق: بلند

دستور ):

( را ) : در سطر اول به معنی حرف اضافه ی (به) است

شهد فایق و نخل باسق : هر دو موصوف و صفت هستند .

آرایه ) :باران رحمت و خوان نعمت : هر دو اضافه ی تشبیهی

رسیده و کشیده : سجع متوازی

پرده ی ناموس : اضافه تشبیهی

ندرد و نبرد : سجع متوازی

فرّاش باد صبا : اضافه ی تشبیهی

فرش زمرّدین : استعاره از سبزه و چمن

دایه ی ابر : اضافه ی تشبیهی

بنات نبات : اضافه ی تشبیهی و دارای جناس

مهد زمین : اضافه ی تشبیهی

خلعت نوروزی : استعاره از برگ و گل

قبای ورق : اضافه ی تشبیهی

اطفال شاخ : اضافه ی تشبیهی

کلاه شکوفه : اضافه ی تشبیهی

فایق و باسق : سجع متوازی

وظیفه بریدن: کنایه ازقطع مقرّری

فاحش: آرایه ی ایهام(زشت و آشکار)

معنیِ قسمت دوم ):

رحمت بی کرانِ الهی مانند باران به همه رسیده و سفره ی نعمتِ بی مضایقه اش در همه جا گسترده است .

– آبروی بندگان را با وجود گناهانِ آشکار و زشتشان، نمی ریزد و رزق و روزی آنان را به خاطرِ خطاکار بودنشان قطع نمی کند.

– خداوند به بادِ صبا دستور داده تا سبزه ها و گل ها را مانند فرشی بگستراند و به ابر بهاری فرموده تا مانند دایه ای که به فرزند شیر می دهد گیاهان را مانند دخترانی در گهواره ی زمین پرورش دهد ( و با باران، آنها را سبز کند ).

– خداوند لباس سبزی را از گل و برگ به درختان پوشانده و شکوفه را چون کلاهی به خاطر آمدن فصل بهار بر سرِ شاخه های کوچک قرار داده است .

– شیره ی درختِ انگور به قدرت الهی به بهترین شربت(عسلِ خالص) تبدیل شده و در اثرِکرامت و پرورشِ او دانه ی خرما به نخلی بلند و استوار تبدیل شده است.

**********************************************************************

ابر و باد و مه وخورشید و فلک در کارند // تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

همـه از بهر تو سرگشتـه و فرمانبـردار // شـرط انصاف نباشد که تو فرمان نبـری.

آرایه) مصراع اول دارای مراعات نظیر است و تشخیص

سرگشته: کنایه از مطیع و حیران

معنی): بیت اوّل: تمام پدیده های هستی در خدمت تو هستند تا بتوانی رزق و روزی خود را به دست آوری و نباید از خدا غافل شوی.

معنی): بیت دوم: تمام آفرینش ،مطیع و فرمان بردار تو هسـتـنـد، پس از انصاف به دور است که تو فرمانبردارِ خداوند نباشی.

**********************************************************************

* در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوت آدمیان و تتمّه ی دور زمان محمّد مصطفی ـصلی الله علیه و آله و سلم ـ

شَفیـــعٌ مُطاعٌ نَبِــــــــــــــیًّ کَریــــــــــــــــمً // قَسیــــــــــمٌ جَسیــــــــمٌ نَسیــــــــمٌ وَسیـــــــــــــمٌ

بَلَغَ الْعُلَی بِکَمالِهِ ، کَشَفَ الدُّجــا بِجَمالِــــــــهِ // حَسُنَتْ جَمیـــــــــــــعُ خِصالِـــهِ ، صَلْــــوُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان؟ // چه باک از موج بحر آن را که باشد نــوح کشتیبان؟

خبر: حدیث و روایت

کاینات : جمع کاینه ؛ موجودات

مفخر: مایه ی افتخار

صفوت: برگزیده

تتمّه: باقی مانده و متمّم و پایان دهنده .. .* تتمّه ی دور زمان:مایه ی کمال و تمامی زمانِ رسالت.

آرایه): در سطر اول بسیاری از کلمات دو به دو سجع هستند

بیت اوّل عربی: تنسیق صفات دارند یعنی چند صفت، پشت سر هم آمده.

قسیم، جسیم، نسیم و وسیم جناس اختلافی در حرف اوّل دارند

بیتِ فارسی دارای تلمیح است (داستان حضرت نوح و کشتی وی)

معنی قسمت سوم) :

در حدیث آمده است از پیامبرِ اسلام که سرور موجودات است و مایه ی افتخار آفرینش است، سبب رحمت و بخشش جهانیان است، برگزیده ی انسانهاست و آخرین پیامبرو مایه ی اِتمام و اِکمال دین و رسالت است ـ که درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ

***(معنی سه بیت)

– او شفاعت کننده ، فرمانروا، پیام آور ، بخشنده، صاحب جمال، خوش اندام، خوش بو و دارای نشان پیامبری است.

– به واسطه ی کمال خود به مرتبه ی بلند رسید و با جمال نورانی خود تاریکی ها را بر طرف کرد همه ی خوی ها و صفاتِ او زیباست ؛ بر او و خاندانش درود بفرستید.

– گروهی که تو پشتیبانِ آنها باشی غمی ندارند و کسی که حامی و نجات دهنده اش تو باشی از حوادث ترسی ندارد.

*********************************************************************

* هرگه یکی از بندگانِ گناهکارِ پریشان روزگار، دستِ انابت به امید اجابت به در گاه حق ـ جلّ و علا ـ بردارد، ایزد تعالی در او نظر نکند. بازش بخواند، باز اعراض کند. بار دیگرش به تضرّع و زاری بخواند. حق ـ سبحانه و تعالی ـ فرماید : یا مَلائِکَتی قَدِ اسْتَحْیَیْتُ مِنْ عَبْدی وَ لَیْسَ لَهُ غَیْری فَقَدْ غَفَرْتُ لَهُ . دعوتش اجابت کردم و امیدش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده ام همی شرم دارم.

کرم بین و لطف خداوندگـــار // گنـه بنده کرد است او شرمسار.

واژگان

اِنابت: توبه و بازگشت به سوی خدا

اِعراض : روی برگرداندن

اجابت: پذیرفتن

تضرّع : زاری و التماس

جلّ و علا : بزرگ و بلند قدر است

سُبحانَه و تعالی : پاک و بلند مرتبه است .

دستور ):

جلّ و علا : جمله معترضه

همی شرم دارم : فعل مضارع اخباری قدیم

آرایه ها: عبارت عربی: آرایه ی تضمین به سخن خدا

دست انابت : اضافه ی اقترانی

معنی قسمت چهارم ):

هر وقت که یکی از بندگانِ گرفتار شده در دامانِ گناه و بد اقبال برای توبه و به امیدّ قبولیِ آن دست به درگاهِ الهی ـ که بزرگ و بلند مرتبه است ـ دراز کند، خداوند متعال به او نمی نگرد اگر دوباره خدا را بخواند و به درگاه او عذر آورد، باز از او روی بگرداند اگر بار دیگر با زاری و التماس خدا را بخواند …..

– خداوند ـ پاک و بلند مرتبه ـ می فرماید : ای فرشتگانم، من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من کسی را ندارد پس او را آمرزیدم . خواسته ی او را برآوردم و آرزویش را مهیّا کردم زیرا که از فراوانی دعا و زاری او، خجالت می بَرَم و شرم دارم

معنی بیت:

بزرگواری و لطف خدا را ببین که بندگان، گناه می کنند و او شرمنده می شود .

********************************************************************

* عاکفان کعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف که : ما عَبَدناکَ حقَ عِبادتَِکَ و واصفان حِلّیه ی جمالش به تحیّر منسوب که : ما عَرَفناک حق َ مَعرِفَتِکَ .

گر کسی وصف او زمن پُرسد // بی دل از نشان چه گوید باز ؟

عاشقان کُشتگان معشوق اند // بـر نیایـد زکُشتگــان آواز.

یکی از صاحب دلان سر به جَیب مراقَبت فرو برده بود و در بحرِ مکاشَفت مستغرق شده : آن گه که از این معاملت باز آمد ، یکی از یاران به طریقِ انبساط گفت: از این بوستان که بودی، ما را چه تحفه کرامت کردی ؟

واژه نامه و توضیحات

عاکفان:کسانی که در گوشه ای به عبادت می پردازند.{ زاهدان و گوشه نشینان}

جیب: گریبان ،یقه

معترف: اقرار کننده

مراقبت: تفکّر عارفانه

واصفان : توصیف کنندگان

حلّیه: زیور

مکاشفت:کشف کردن و آشکار ساختن....***در اصطلاح عرفانی: دریافت حقایق

مستغرق: غرق شده

تحیّر: سرگردانی

معاملت : کار، اعمال عبادی

صاحب دل: خداشناس

کرامت: بخشش

انبساط:حالتی که در آن تعارف و رو در بایستی نباشد،خودمانی شدن

دستور: (را) در جمله ی آخر:حرف اضافه به معنیِ( برای)

(آرایه ها) :

حلّیه جمال: اضافه تشبیهی

جیب مراقبت : اضافه ی اقترانی

بحر مکاشفت : اضافه ی تشبیهی

بوستان : استعاره از عالم غیب و مکاشفه

عباراتِ عربی: تضمین به احادیث نبوی

بیتِ دوم: حسنِ تعلیل آرایه ی تکرار در( کُشتگان) و اشتقاق در(عاشقان و معشوق)

معنی قسمت پنجم) :

گوشه نشینانِ بارگاه پُر شکوهش به کوتاهی خود در عبادت اِقرار می کنند و می گویند : آن چنان که شایسته ی توست، تو را نپرستیدیم.

– توصیف کنندگانِ زیور جمالِ الهی، دچارِ حیرانی شده اند و می گویند : تورا چنان که شایسته ی توست، نشناختیم.

معنی بیت اول: اگر کسی وصفِ خداوند را از من بپرسد، منِ عاشق و دل از دست داده چگونه از خدای بی نشان ،سخنی بگویم .

معنی بیت دوم: عاشقان حقیقی ، کُشتگان و فداییِ معشوق ( خدا ) هستند و فردِ کشته شده نمی تواند سخنی بگوید.

– یکی از خدا شناسان به حالت تأمّل و تفکّرِ عارفانه فرو رفته بود و در دریای کشفِ حقایق غرق گشته بود. وقتی که از این حالت(مراقبت و مکاشفت) بیرون آمد، یکی از دوستا(به حالتِ خودمانی و بدونِ تعارف) به او گفت: از این عالمِ غیب که در آن سِیر می کردی چه هدیه ای برای ما آوردی؟

**********************************************************************

* گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را. چون برسیدم، بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز // کان سوخته را جان شد و آواز نیامد.

این مدّعیان در طلبش بی خبرانند // کان را که خبر شد ، خبری باز نیامد.

اصحاب:یاران

مدّعیان:ادّعاکنندگان

را:حرف اضافه به معنیِ:برای (هدیه کنم اصحاب را)

"م" در( بوی گلم)نقش مفعولی و در (دامنم) مضاف الیه و جهش ضمیر ندارند. { البته اگر "م" به آخرِ

دست ، افزوده شود، جهش ضمیر دارد.}

آرایه):دامن از دست دادن:کنایه از محو و مبهوتِ چیزی یا کسی شدن و خود را فراموش کردن.

سوخته: استعاره از عاشقِ واقعی........

بین پروانه و سوخته و عشق :مراعات نظیر

(معنی قسمت آخر)

گفت:در نظرم بود که وقتی به بوته ی گل (جمالِ الهی) رسیدم،دامنم را پر از گل کنم و برای

یاران ،هدیه بیاورم.وقتی رسیدم،بوی گل چنان مستم کرد(جمالِ الهی مرا آن چنان از خود بیخود کرد)

که محوِ آن شدم و خود را فراموش کردم.

معنیِ بیت اوّل: ای مرغ سحرگاهی و ای انسانِ عاشق،عشق ورزی را از پروانه بیاموز که جانِ خود را

فدای معشوق (شمع) کرد و صدایی از او شنیده نشد .(اعتراضی نکرد).

معنی بیت دوم:کسانی که به ظاهر، ادّعای شناختِ الهی را دارند،غافلانی بیش نیستند. زیرا

عاشقانِ حقیقی که خدا را شناخته اند،این راز را فاش نمی کنند.( خبری از ایشان باز نگردد.)

*****************************************************************

حسین حسین زاده میبدی ...دبیرستان شهید چمرانِ نایین..... (سه شنبه، یازدهم مهر 1402)

برچسب: نویسنده: محمد محمدپور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 15:05

صفحه بندی